|
IRANIAN NATIONAL SOCIALIST MOVEMENT
|
نه چپ نه راست نه شرقي نه غربي
ناسيوناليسم نازي ايران
با سلام خدمت دوستان محترم و ببيندگان وبلاگ نازي ها
خوب اول جواب كامنتهاي پست قبلي رو بدم بعد بريم سراغ مطلب خودم
آقا رضا در جواب شما بايد بگويم كه بنده در مورد حكومت فعلي هيچ نظري ندارم كه بدم ولي در مورد طرفداران شاه بايد بگويم كه خودم سلطنت طلب هستم و سازمان مجاهدين رو قبول ندارم من اصولا به بنياد گرايي اعتقادي ندارم به خاطر همين اصلا قبول ندارم اين مسئله رو.
آقا يا خانوم اس اس و آقا كريم و آقا پيمان هم شعار دادن از شما بسيار ممنون.
آقاي father هم با وبلاگ زيبايشان بسيار مرا شوق زده ميكند و ممنون از شما اما در مورد رهبرم بايد بگم كه هيتلر تنها نه ماه از محكوميتي رو ميگذراند كه در اصل اون بيگناه به حساب مي آمد و اون نه ماه اصلا برايش دشوار نبود محل زنداني شدن ايشان در قلعه لاندزبرگ دوستان و هوادارانش به ملاقاتش ميرفتن كلي براش هدايا از سراسر آلمان نازي ميفرستادن تو اين مدت به نحو محسوسي چاق شده بود او هم تلاش كرد كتاب نبرد من رو به اتمام برساند و هم به خودش برسد حسابي راحت بود جالب اينكه وقتي دادگاهش شروع شد ده ها زناني بودن كه دسته گل هايي از روبان قرمز سياه و سفيد رنگ هاي امپراتوري اي كه ناسيوناليست ها برگزيده بودن به سينه زده بودن و تمامي زنان در آخر دادگاه از معاون دادستان اهارد پرسيدند حالا كه محاكمه تقريبا به آخر رسيده آنها ميتوانن در واني كه هيتلر در بازداشگاه از آن استفاده ميكرده حمام كنن
يه توضيحي هم بدم در مورد بستن وبلاگت اينو بدون كه صداي حق و آزادي وقتي به گوش بنياد گرايان و اسلام ميخوره لرزه بر اندامشان رو حس ميكنن بنابراين از اين بابت خوشحال باش كه حداقل توانستي بدنشان را بلرزاني وبلاگ جديد رو در پيوندها درست كردم جي ميل به درد من نميخوره اگه لازم ميداني برايم بفرست اون مطلبي رو كه قرار بود از وبلاگت بردارم رو نتوانستم چرا كه وبلاگت تعطيل شده بود اون مقاله وصيت نامه سياسي رو من نتوانستم پيدا كنم اگه ميتواني برام بفرست يا حداقل مسير ش رو تو وبلاگت بهم بگو در آخر ازت ممنون.
آقاي يوجینکس از پيوستن شما به نازي بسيار خوشحالم اما در اون نظر كه دادي بايد بگم ايران و آلمان نازي پيوند هاي زيادي با هم دارن همانطور كه در مقاله روايت جنگ جهاني دوم نوشتم در ضمن بگم فاشيسم با نازيسم كمي فرق ميكنه فاشيسم ميانه رو است ولي نازيسم تندرو
اينم بگم حق با توئه اگه به كسي بگي من نازي يا فاشيست هستم تو رو محكوم ميكنن چرا دليلش رو ميتوني تو مقاله روايت جنگ جهاني دوم ببيني به شرطي كه كامل بخواني نيو نازي هم ادامه راه نازي ها است نه چيز ديگه نه كم نه زياد در اين مورد هم ميتواني به اينترنت مراجعه كني و مقالاتي رو در مورد اونها پيدا كني در آخر از شما ممنون.
نيكا خانوم هم كه حسابي ازم شاكي است من شرمنده گفته بودم تو وبلاگت كه چه خبر شده هم به شما هم به دوستان محترم بگم كه من يه كم سرم شلوغه ببخشيد ولي حضورم گرمه مطمئن باشين.
آقا اسي هم نويسنده وبلاگ مجردي ها هم به ما لطف كردن كه نظر دادن من حتما خواهم آمد مرسي ازت.
آقا كلاغ هم ازم پرسيدن كه نظرم در باره نزديكي ساتانيسم و نازيسم و فاشيسم چيه؟ در جواب اين دوستمون هم بايد بگم كه من تا كنون اسم ساتانيسم رو نشنيدم اين اولين باري است كه از شما ميشنوم وقتي كه به وبلاگت مراجعه كردم ديدم از فرقه شيطان هستي من هم اميدوارم متحد بشويم اما يه كم در مورد ساتانيسم هم بنويس كه من متوجه بشم هم دوستان هم نازي ها دوستان خوبي خواهيم بود لينكدوني چيه من نميدونم براي چي ميخواهي؟ باتشكر از شما.
آقاي مجيد دهقاني نويسنده وبلاگ سرزمين مهر هم لطف كردن پامي رو به من دادن بابت تبريك گفتنت ممنون من رشته نقشه كشي معماري هستم در دانشگاه كرج شما از من چي ميخواهي بدوني اگه دوست داري با آيدي بنده صحبت كن من به شما هم سر خواهم زد با تشكر از شما
و آخرين متحد من آقاي واسپوهر وبلاگ شما رو ديدم خوب بود ممنون از شما.
خوب اينم از جواب كامنتها دوستان محترم كساني كه ميخواهند با من در تماس باشن به اين آيدي پيامشان را بفرستن Gestapo_2006
يا جي ميل javid.gestapo.gmail.com يا آي سي كيو 322207587 پي ام بدن لطفا
اما مطلبي كه ميخواستم بنويسم برگرفته از يكي از سايت يا وبلاگ است كه دقيق نميدونم از كجاست ولي يه كم جنبه طنز داره و هم آشنايي با نام حزب ها است و طرز تفكر مردمان با انديشه هاي مختلف و فهميدن رفتار آنها البته در مورد نازي و فاشيسم بايد بگويم فقط جنبه طنز دارد به دل نگيريد ما از گاوها براي نحوه اعمال آنها استفاده كرديم شما به بزرگواري خودتان ببخشيد ديگه. ولي واقعيت داره. تا مطلب بعد خداحافظ.
- سوسياليسم : دو گاو داريد، يكي را نگه مي داريد و ديگري را به همسايه خود مي دهيد .
- كمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را مصادره مي كند، بعد شما را به مراقبت از گاوها مي گمارد و شيرشان را هم به شما مي فروشد.
- كمونيسم ( ناب ) : دو گاو داريد . همسايه ها به شما كمك مي كنند تا گاوها را جمع و جور كنيد و همه با هم از شيرشان مي نوشيد.
- كمونيسم ( در واقعيت ) : با همسايه هايتان دو گاو شريكي داريد . بر سر اين كه چه كسي از همه محتاج تر است و بهتر از همه به گاوها مي رسد بكش بكش داريد. در عين حال هيچ كس كار نمي كند و به هيچ كس هم شير نمي رسد ، سر آخر گاوها از گرسنگي مي ميرند.
- كمونيسم ( از نوع استاليني ) : دو گاو داريد. دولت به عنوان ضد انقلاب شما را مي كشد، گاوها هم به مزارع اشتراكي فرستاده مي شوند .
شيرها چه مي شود؟ شير چي ؟ كشك چي ؟ پشم چي؟ تو اصلاً كي هستي كه بپرسي ، رفيق!
- كمونيسم ( از نوع چيني ) : دو گاو داريد ، مجبورتان مي كنند از گاوها مراقبت كنيد. بعد دولت همه شيرها را برمي دارد.
- كمونيسم (از نوع لنيني ) : دو گاو داريد. شما را به عنوان ضد انقلاب دار مي زنند . به خدمت گاوها هم رسيده مي شود. پرولتاريا شيرها را مي برند ، اما از آنجا كه "شير" نوشيدني خرده بورژواهاست ، لب به آن نمي زنند.
- دموكراسي ناب : دو گاو داريد ، همسايه ها تصميم مي گيرند چه كسي شيرها را بردارد.
- دموكراسي نمايندگان : دو گاو داريد ، سياستمداران تصميم مي گيرند چه كسي شيرها را بردارد .
- دموكراسي (از نوع آمريكايي ) : دو گاو داريد ، دولت برايتان چنان مالياتي مي بندد كه مجبور مي شويد گاوها را بفروشيد. مالياتي كه شما مي پردازيد صرف حمايت از يك نفر در يك كشور خارجي مي شود كه تنها يك گاو دارد ( گاوي كه در اصل مال شما بوده ) : هديه اي از طرف دولت شما به او.
- دموكراسي ( از نوع انگليسي ) : دو گاو داريد. مغز گوسفند به خوردشان مي دهيد ، در نتيجه مبتلا به جنون گاوي مي شوند. دولت هم هيچ اقدامي نمي كند.
- فاشيسم : دو گاو داريد . دولت آنها را از شما مي گيرد و شيرها را هم به خودتان مي فروشد. شما هم به يك گروه زيرزميني مي پيونديد و اقدام به يك سلسله خرابكاري مي كنيد.
- كاپيتاليسم : دو گاو داريد ، هر دوي آنها را مي دوشيد و شير را به زمين مي ريزيد تا قيمت ها همچنان بالا باقي بماند.
- نازيسم : دو گاو داريد ، دولت به سوي شما تيراندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد.
- آنارشيسم : دو گاو داريد ، چه آنها را به نرخ عادلانه به همسايه هايتان بفروشيد و چه نفروشيد، همسايه ها جانتان را مي گيرند و گاوها را براي خودشان برمي دارند.
- ديكتاتوري : دو گاو داريد ، دولت گاوها را مي گيرد و شما را مي كشد.
- نظامي گري : دو گاو داريد . دولت آنها را مصادره مي كند و شما را هم به جبهه اعزام مي كند.
- دولت توتاليتر ( تماميت خواه ) : دو گاو داريد . دولت آنها را مصادره مي كند و اصلاً انكار مي كند گاوي وجود داشته ؛ شير هم تحريم مي شود.
- آپارتايد : دو گاو داريد ، شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي شير گاو سفيد را نمي دوشيد.
- دولت رفاه : دو گاو داريد، آنها را مي دوشيد و بعد شير هر كدام را به آن ديگري مي دهيد تا بنوشند.
- بوروكراسي اداري : دو گاو داريد ، ابتدا دولت تعيين مي كند كه به گاوها چه بخورانيد و كي مي توانيد آنها را بدوشيد. سپس دولت مبلغي را به شما مي پردازد تا ديگر شير گاوها را ندوشيد. اندكي بعد گاوها را مي برد و يكي از آنها را به ضرب گلوله مي كشد ، شيرها هم به چاه ريخته مي شود. بعد دولت از شما مي خواهد فرمي را در 27 برگ پُر كنيد و وضعيت گاوهاي گم شده را گزارش دهيد..
- سازمان ملل : دو گاو داريد ، فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي كند ، آمريكا و بريتانيا گاوها را از شير دادن به شما وتو مي كنند ، نيوزيلند رأي ممتنع مي دهد.
- آرمان گرايي : دو گاو داريد ، ازدواج مي كنيد و همسر نازنينتان آنها را مي دوشد.
- واقع گرايي : دو گاو داريد، ازدواج مي كنيد اما هنوز خودتان آنها را مي دوشيد.
- عقل سليم : دو گاو داريد، يكي را مي فروشيد و به جاي آن يك گاو نر مي خريد.
- فمينيسم : دو گاو داريد ، آنها با هم ازدواج مي كنند و يك گوساله پروار را هم به فرزند خواندگي قبول مي كنند.
- صلح گرايي : دو گاو داريد ، آنها شما را رَم مي دهند.
- طرفداري از محيط زيست: دو گاو داريد ، دولت دوشيدن و كشتار گاوها را قدغن مي كند.
- نيهليسم : دو گاو داريد اما اصلاً به فكر دوشيدن آنها نمي افتيد چون به هر جهت قرار است بميرند.
- ساديسم : دو گاو داريد ، آنها را به ضرب گلوله از پا در مي آوريد و خودتان را در شيرشان غرق مي كنيد.
- اگزيستانسياليسم : دو گاو داريد، اعلام مي كنيد : "لعنت برگاوها".
- گياهخواري : دو گاو داريد ، با هم مسابقه خوردن مي دهيد.
- روان پريشي : شما فكر مي كنيد دو گاو داريد ؛ حالا كه اينطور فكر مي كنيد ، پس دو گاو داريد.
- بازنگري مفاهيم سياسي در سطح جهاني : با دو گاو ارتباط داريد ( واژه "مالكيت" ديگر از مد افتاده و متعلق به اسلاف جنگ طلب شماست كه اهل تسامح نبودند ). اين دو گاو از دو نژاد مختلف و سنين متفاوت اند (كه البته به هيچ وجه از ارزش گاوها در جامعه گاوي نمي كاهد ). گاوها با هم ازدواج مي كنندو يك گوساله را هم به فرزند خواندگي مي پذيرند.
- دوآليسم دكارتي: دو گاو داريد ، پس هستيد.
- حمايت از حيوانات: به يك چوپان حمله مي كنيد و گاوهايش را آزاد مي كنيد. گاوها در اتوبان ول مي گردند و در اين بين آدم ها و گاوهاي زيادي بر اثر تصادف مي ميرند و شما احساس غرور مي كنيد.
- اصلاح ژنتيكي: دو گاو داريد ، دست به اصلاح ژنتيكي مي زنيد : گاوها وقت سحر قوقولي قوقو مي كنند، بعد به شما شير و تخم مرغ مي دهند البته مي توانيد يك پالتوي پشم هم از آنها درست كنيد. وقتي گاوها را كشتيد و گوشتشان را پختيد ، مزه گوشت گوسفند مي دهد